تحلیلی بر تحولات خونین دیروز مصر
مصر روزها و ماه های به شدت ناآرام و ملتهبی را پشت سر می گذارد. دیروز شبکه تلویزیونی الجزیره گزارش داد، بر اثر تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان در میدان رابعه العدویه قاهره، حداقل صد و بیست نفر کشته و چهار هزار و هفتصد نفر زخمی شدند. بیشتر قربانیان هدف اصابت مستقیم گلوله های تک تیراندازان قرار گرفته بودند. همچنین خبرگزاری شین هوا شمار کشته های درگیری های دیروز را دست کم 139 تن و زخمی ها را بیش از 5200 تن اعلام کرد. همزمان تلویزیون القدس به نقل از پزشک بیمارستان رابعه العدویه قاهره اعلام کرد: در تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان در میدان العدویه که طرفدران مرسی در آن تجمع کرده بودند، بیش از 200 نفر کشته شده اند.
نگاهی به تحولات گذشته
انقلاب 25 ژانویه 2011 در مصر در حالی اتفاق افتاد که گروههای مختلف، از سکولار، لیبرال و ملیگرا تا اخوانی ،سلفی، قبطی و شیعه، همه خواهان حق تعیین سرنوشت خود شده بودند. پس از سقوط مبارک، انجام انتخابات ریاستجمهوری و پیروزی محمد مرسی، کاندیدای مورد تأیید اخوانالمسلمین، در ژوئن 2012، ارتش قدرت را به وی تحویل داد. اما اگر چه این واقعه پایانی بر نظام مبارک بود ولی از سویی دیگر آغاز بیثباتی نامبارک در صحنهی سیاسی این کشور بود.
مرسی با بی تجربه گری سیاسی و نفی شایستهسالاری بر اخوانی کردن کابینه و دولت تأکید داشت و به اشتباه، تصورش بر آن بود که میتواند در جامعهی متکثر و متنوع مصر با این شیوه سیاست های خود را به پیش ببرد. او همچنین اشتباهات بزرگی در موضع گیری های منطقه ای داشت. دولت مرسی وارد منازعۀ سوریه شده بود و به نوعی بخشی از روابط خارجی خود را منوط به مقابله با دولت بشار اسد کرده بود.
اما این پایان کار انقلاب مصر نبود و درست یک سال بعد از آن، در ژوئن 2013، مردم مصر با برگزاری رفراندوم غیررسمی (جمعآوری بیش از 15 میلیون امضا)، خواهان برکناری رئیسجمهوری شدند که خود انتخاب کرده بودند. ارتش نیز مدعی شد که به پشتوانه همین موضوع به برکناری مرسی از قدرت اقدام نموده است.
چند روز پیش نیز کابینۀ انتقالی مصر با هدف برقراری ثبات در کشور اولین نشست خود را برگزار کرد. کابینه ای که توسط نظامیان و با توافق همۀ گروههای سیاسی به استثنای اخوان المسلمین تشکیل شده است. کابینۀ جدید قرار است روند انتقال سریع قدرت را با برگزاری انتخابات و تعیین دولت منتخب بر عهده داشته باشد.
در این بین واکنش کشورهای مختلف در قبال تحولات مصر و سقوط مرسی متفاوت بود. در حالی که به نظر می رسید کشورهای غربی تا حدی از سقوط مرسی رضایت دارند این اتفاق با استقبال و حمایت کشورهای عربی نظیر عربستان و امارات مواجه شد. اما واکنش کشور ترکیه در این بین بسیار تند بود. ترکیه با کودتا خواندن این واقعه، به تندی از آن انتقاد کرد و موضع گیری و واکنش به شدت جنجالی علیه حکومت جدید داشت.
در واقع اردوغان از زمان سقوط مرسی شمشیر را برای نظامیان مصر و موضع منفعل غرب در برابر حوادث اخیر، از رو بسته است و هر بار غرب را به ریاکاری و عدم صداقت متهم میکند. همین چند روز پیش بود که اردوغان گفت: «چه بر سر غربیهایی آمده که تا دیروز مدام شعار دمکراسی سرمیدادند و میخواستند آن را در همۀ کشورها پراکنده کنند؟ وقت آزمایش صداقت همین الان است.» البته نباید فراموش کرد که این گونه سخنان مقامات دولت ترکیه، بیش از آن که کارکرد بین المللی داشته باشد، با هدف تأثیرگزاری بر تمایلات و جریان های داخلی ایراد می شود، چراکه مردم این کشور به دلیل نوع سیاست ها و موضع گیری های سال های اخیر دولتشان و تاریخچه تحولات سال های گذشته، همزادپنداری آشکاری با تحولات مصر از خود نشان می دهند.
آینده تحولات مصر
در مصر کنونی به نظر می رسد سه بازیگر قدرتمند وجود دارد:
- اخوانالمسلمین به عنوان اصلیترین، منسجمترین و پرطرفدارترین نیروی مخالف دولت سابق مصر، که به خاطر فعالیتهای سابق خود، از تشکیلاتی منظم برخوردار است. اخوانیها رویهمرفته دارای قابلیت تشکیلاتی بالاتری نسبت به دیگر گروههای مخالف نیز هستند.
- گروههای سکولار که از جریان فکری چپ و راست هستند و خواهان تشکیل حکومت به شکل مدرن آن، همانند سوسیالدمکرات و لیبرالدمکرات هستند که طبیعی است مورد حمایت غرب نیز قرار داشته باشند.
- دیگر بازیگر عمده و شاید در حال حاضر مهمترین بازیگر تحولات داخلی مصر ارتش می باشد. برای ارتش اساساً ماهیت دموکراتیک یا اقتدارگرای رژیم حاکم بحثی ثانوی است. اولویت ارتش حفظ ثبات سیاسی و امنیت داخلی و مرزی است. این موضوع به این دلیل است که ارتش از زمان مبارک به بزرگترین کارگزار اقتصادی مصر تبدیل شد. امروزه ارتش افزون بر کنترل صنایع نظامی، بسیاری از صنایع غیرنظامی را نیز تحت کنترل خود دارد. از این منظر، چنانچه دموکراسی نوپای مصر روزی به غوغای افسارگسیخته بینجامد، به هیچ وجه بعید نخواهد بود که ارتش این کشور در جستجوی امنیت، پشت سر دیکتاتوری جدید قرار بگیرد. هدف ارتش از همراهی با اپوزیسیون و سرنگونی مرسی نیز حفظ دموکراسی نبود، بلکه بازگردانی ثبات سیاسی و پیشگیری از افسارگسیختگی امنیتی بود.
در واقع به نظر می رسد از لحاظ تعداد، موافقان و مخالفان اخوان المسلمین تقریباً هم وزن هستند و به همین دلیل است که هر دو طرف یعنی موافقان و مخالفان محمد مرسی توانایی نمایش خیابانی سنگین را دارند و میتوانند با نمایش خیابانی اقدام طرف مقابل را در این زمینه خنثی کنند.
در شرایط کنونی چشم انداز آینده تحولات و پیش بینی اتفاقات، زیاد روشن به نظر نمیرسد و در صورت راضی نشدن اخوان المسلمین با این که در فرایند انتقال قدرت و همچنین در دولت آینده به گونهای مشارکت داشته باشد، جامعه با بحران طولانی مدتی مواجه خواهد شد. همچنین به نظر می رسد در کوتاه مدت نه طرفداران مرسی حاضر به کوتاه آمدن هستند و نه مخالفان او تن به بازگشت مرسی خواهند داد و همین موضوع باعث خواهد شد که اوضاع مصر پیچیده تر و بغرنج تر گردد. و البته حوادث خشونت بار روزهای اخیر و خون هایی که از دو طرف بر زمین ریخته می شود نیز روز به روز بر فاصله عمیق دو طرف خواهد افزود و هرگونه توافق منطقی در این زمینه را دست نیافتنی تر خواهد کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ ساعت توسط امید
|